مرتضى راوندى

585

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

كه اصرار مظفر الدين شاه در مراجعت من براى كسب اطلاع از اوضاع ژاپن است كه دولت سيايى است و ترقيات اروپايى كرده است . زودتر بروم بگويم شايد اثرى داشته باشد . مىدانم شاه مايل اصلاح هست ، ليكن اصلاح مانع منافع حواشى است . نخواهند گذارد چنان كه نگذاشتند . اصلاح لازمه‌اش ترك هوى و هوس است . اطرافيها شب و روز مشوق ، و طبع بشر بازيگر . . . در موارد شرفيابى ، شاه از ژاپن مىپرسند لكن از استماع حرفهاى سياسى استنكاف دارند . . . فرمودند از نباتاتش بگو امرى كه من در آن وارد نبودم . » « 188 » در تاريخ بيدارى ايرانيان از نامهء تاريخى مستشار الدوله به مظفر الدين شاه و اندرزهاى سياسى او نيز ياد شده . چون اين نامهء صادقانه در بيدارى شاه و مردم مؤثر بوده است ، به نقل قسمتى از آن مبادرت مىكنيم : نامهء مستشار الدوله به مظفر الدين شاه در 1306 مستشار الدوله در آخرين روزهاى زندگى خود از سر خيرخواهى و مردم‌دوستى به وليعهد ايران چنين اندرز مىدهد : « . . . ممالك وسيعهء ايران كه وطن اصلى و خانهء واقعى شاهنشاه اسلام است به عقيدهء كافهء سياسيون در محل خوف و خطر است ؛ زيرا ترقيات شديد السرعهء همسايگان و افعال خودسرانه و بيباكانهء درباريان ، قواى چندين هزار سالهء دولت ايران را طورى از هم متلاشى و دچار ضعف و ناتوانى صعب نموده كه علاج آن از قوه و قدرت متوطنين اين مرزوبوم به كلى خارج است . عقيدهء حكما و سياسيون جمهور ملل متمدن بر اين است كه رفع خطرات و چارهء اشكالات ايران را به همين دو كلمه مىتوان خلاصه كرد كه بايد از اعمال گذشته چشم پوشيد و شروع به تأسيس قوانين تازه نمود . . . تا مأمورين دواير دولتى از عالى و دانى . . . خود را در انقياد و اطاعت مواد و احكام قانونيه بدانند و مساوات حقوقيه به عموم اهالى و زيردستان از هر صنف و طايفه داده شود . » سپس به سختى به درباريان و عمال خون‌آشام دولت حمله مىكند و مىنويسد : « . . . اين دايگان مهربانتر از مادر . . . و اين خيرانديشان خانمان‌برانداز تا دولت مقننه نشود ، چشم از منافع خود نپوشند . . . به عهدهء مأمورين سياسى و ملكى است كه هميشه بر وفق مقتضاى عصر و احتياج زمان رفتار نموده هفته‌اى يك روز به مفاد آيهء كريمهء « وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ » به اتفاق يكديگر از روى حقيقت در تصفيهء امور دولت و ملت شور نمايند . . . » « 189 » نكته‌اى كه نبايد از نظر دور داشت اينكه كليهء سران نهضت مشروطيت كاملا متوجه بودند كه براى پيشرفت آزادى قبل از هر كار بايد سطح فرهنگ و دانش عمومى را بالا برد و مردم را به مفهوم آزادى و مشروطيت آشنا ساخت . « رابينو » ضمن يادداشتهاى مربوط به تاريخ مشروطهء گيلان از وقايع 23 مارس 1906 رشت سخن مىگويد و با صراحت مىنويسد : « اهالى شهر و ده معنى مشروطه را درست نمىدانند و در غير مورد خود اين كلمه را به كار مىبرند ؛ و همين مسأله باعث اشكالاتى است . » « 190 » ناظم الاسلام كرمانى مىنويسد :

--> ( 188 ) . همان ، ص 137 . ( 189 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ، ( مقدمه ) ، پيشين ، ص 207 . ( 190 ) . رابينو ، مشروطهء گيلان ، به كوشش محمد روشن ، ص 11 .